آخرین خان آبخوان های اصفهان

سفره های آب زیرزمینی اصفهان به آخرین جرعه رسیده اند

آخرین خان آبخوان های اصفهان

در اعماق جلگه اصفهان، جایی که قرن‌ها پیش سفره‌های آب زیرزمینی هزاران سال باران، برف و ذوب کوهستانی را در خود ذخیره کرده بودند، اکنون سکوتی مرگبار حاکم است. این سکوت، نتیجه نبودِ آب نیست، نتیجه پایان یک حیات است. در این نقطه از زمین اصفهان، آبخوان‌ها، این اسفنج‌های زیرزمینی، نه ‌فقط تشنه ‌اند بلکه ساختارشان در حال فروپاشی است؛ گویی کسی نخ‌های فرش را کشیده و بافتش را شل کرده است.

به گزارش عصر اصفهان نیوز، نویسنده:دریا قدرتی پور/ آمار رسمی شرکت آب منطقه ‌ای اصفهان نشان می‌دهد که ظرفیت آبی آبخوان بزرگ اصفهان – برخوار که زمانی به ۱۱ میلیارد مترمکعب می ‌رسید، سال به سال کوچک ‌تر شده است. عددی که نشان می دهد که وضعیت آبخوان ها بحرانی است. در حال حاضر آنچه که ثبت می شود؛ سالانه حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب در تراز آبی است، این کسری یعنی برداشت از «اصل سرمایه» و نه بهره‌برداری از «درآمد سالانه» آبخوان. در حالیکه هر میلی ‌متر کسری، نه‌ تنها به معنای کم‌ شدن آب قابل پمپاژ است، بلکه به معنای فشردگی لایه‌های آبرفتی و مرگ بخشی از حجم ذخیره است.

مسیر این فاجعه، از همان جایی آغاز شد که زاینده‌ رود دیگر به دشت اصفهان – برخوار نرسید؛ دشتی در فلات مرکزی و آبخوانی که زمانی چون صندوق پس‌انداز آبی شهر به شمار می آمد و حالا تهی و ترک‌ خورده زیر پای «نصف جهان» نفس آخر را می‌کشد.

مرگ آرام زیر پای اصفهان

در اصفهان، آنچه در عمق خاک می‌گذرد، آرام و بی‌صداست؛ مرگ سیستماتیک آبخوان‌ هایی که قرن‌ ها حیات را در این جلگه خشک نگه داشتند اما کم کم در حال مرگند. فقط کافی است در یک لحظه بتوانیم پرده خاک را کنار بزنیم تا تصویرچیزی شبیه به اسفنجی فشرده و خشکیده را ببینیم؛ اسفنجی که هر سال بخشی از حجم خود را از دست می‌دهد و هرگز دوباره زنده نمی‌شود.

این مرگ تدریجی نه یک رویداد ناگهانی، که نتیجه زنجیره ‌ای طولانی از خطاهای انسانی و تغییرات اقلیمی است. آغازش به نیمه دهه ۴۰ خورشیدی برمی‌ گردد، زمانی که برداشت بی ‌رویه از چاه‌ها به‌ قدری بالا رفت که دولت، حفر چاه جدید را در دشت اصفهان – برخوار ممنوع کرد. اما ممنوعیت این موضوع روی کاغذ ماند و هزاران چاه غیرمجاز در سکوت حفاری شد. امروز، بر اساس آمار رسمی شرکت آب منطقه‌ای، بیش از ۸ هزار حلقه چاه فعال‌ اند که سالانه صدها میلیون مترمکعب از ذخیره‌ای را بالا می‌کشند که زمانی ظرفیتش به ۱۱ میلیارد مترمکعب می‌رسید. معادله ساده است: این به معنای برداشت بیشتر از شارژ طبیعی است، کسری که مثل وزنه ‌ای سنگین لایه‌های آبرفتی را تحت فشار می‌گذارد.

مسیر گم شده آب

محمد مرادی، کارشناس ژئوتکنیک، در گفت و گو با ما این ساختار را به شکل علمی توضیح می دهد:« ساختار زمین‌شناسی اصفهان، عمدتاً از رس و سیلت تشکیل شده و دربرابر این فشار بسیار آسیب ‌پذیر است. مهندسان ژئوتکنیک گزارش کرده‌اند که به‌ازای هر متر افت سطح ایستابی، ۲۰ میلی‌متر فشردگی دائمی رخ می‌دهد؛ فشردگی‌ای که حجم ذخیره آبخوان را برای همیشه کاهش می‌دهد.اما این فقط یک ضلع ماجراست. ضلع دیگر، اقلیم است. پایش بارش طی سه دهه اخیر نشان می‌دهد اصفهان ۴۰ درصد کاهش بارش را تجربه کرده است. متوسط سالانه که زمانی حوالی ۱۲۰ میلی‌متر بود، اکنون به حدود ۷۵ تا ۸۰ میلی‌متر رسیده است. باران‌های رگباری هم، به دلیل خاک فشرده و پوشش گیاهی فقیر، اغلب قبل از نفوذ، به روان آب تبدیل می‌شوند و از حوضه خارج می‌گردند.با توجه به اینکه در برخی نقاط اطراف شهر، افت سطح ایستابی تا ۴۰ متر در دو دهه اخیر گزارش شده است.

او این اتفاق را به «فشردگی برگشت ‌ناپذیر» لایه‌های ریزدانه تشبیه می‌کند؛ اینکه با هر متر افت سطح آب، ۲۰ میلی‌متر فشردگی دائمی ایجاد خواهد شد و همین فشردگی است که اصفهان را در صدر جدول فرونشست کشور نشانده: ۱۵ سانتی‌متر در سال، زلزله‌ای خاموش که سازه‌های شهر را می‌لرزاند بی‌آنکه کسی لرزش را لمس کند.

یک کارشناس آب که مایل است نامی از او برده نشود. در سخنانشان شکل دیگری از این بحران را نشان می دهند و وقتی از او می‌پرسیم: «آب به کجا می‌رود؟»، لبخندی تلخ می‌زند و می‌گوید: «هیچ‌ جا؛ ما مسیرش را عوض کرده‌ایم.» کمی صحبت با این کارشناس به خوبی برایت مشخص می کند که مسیر آب زاینده ‌رود، به جای تغذیه طبیعی سفره‌ها، به مصارف چندگانه ‌ای وصل شده که اولویتی جز جریان دائمی رود دارد؛ از صنایع سنگین و خرد گرفته تا پروژه‌های انتقال بین‌ حوضه ‌ای که از جیب حقابه حقابه اصفهان اعطا کرده‌اند. او جمله ‌ای دارد که مثل تیزی بر پوستِ روایت نبود آب می‌نشیند:«آب ‌دزدها، نقاب ندارند، در روشن ‌ترین روز، پشت میزهای ادارات می‌نشینند، ابزارشان امضاست و مسافت‌های چند صد کیلومتری لوله، که آب را از حوضه می‌دزدد، همان ‌طور که خون را از رگ برمی‌دارند. هر مصوبه، یک وجب پایین‌تر رفتن آب زیرزمینی است.»

معاون حفاظت و بهره‌ برداری شرکت آب منطقه‌ ای، چندی پیش این را با عدد تأیید کرده: «از مجموع ۳۵ محدوده مطالعاتی استان اصفهان، ۱۰ محدوده در وضعیت ممنوعه بحرانی و ۱۹ محدوده در وضعیت ممنوعه قرار دارند. تغییرات آب‌ وهوایی، حفر چاه‌های غیرمجاز و برداشت بی‌ رویه از آب‌های زیرزمینی، مهم ‌ترین عوامل بحرانی شدن این محدوده‌ها هستند و تنها طی ۲۰ سال اخیر، ورودی طبیعی آبخوان اصفهان – برخوار نصف شده است.» این نصف‌شدن، وقتی روی کسری سالانه ۴۰۰ میلیون مترمکعب سوار می‌شود، چشم‌انداز را تیره ‌تر از هر زمان دیگری می‌کند.

برای تقویت جایگاه صفحات سایت و افزایش اعتبار دامنه، استفاده از بک لینک دائمی حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد. این بک لینک‌ها از سایت‌های معتبر و مرتبط گرفته می‌شوند و باعث افزایش قدرت دامنه و دیده شدن صفحات سایت می‌شوند. استفاده از بک لینک دائمی حرفه‌ای بازدید هدفمند جذب کرده و اعتماد موتورهای جستجو را افزایش می‌دهد. ترکیب این روش با محتوای ارزشمند، رشد طبیعی و پایدار سایت را تضمین می‌کند.

خشکیدن حلقه‌های حیات

مدیرکل حفاظت محیط‌ زیست اصفهان از این وضعیت یک خاطره دارد: «بیست سال پیش، در روستایی حوالی براآن، مردم با موتورپمپ از عمق ۲۰ متری آب می‌کشیدند. امروز همان روستاها، عمق آبشان از ۵۰ متر گذشته، برخی چاه‌ها کاملاً خشک است.» هر چاه خشک، یک زخم دائمی بر پیکره زمین است که‌ ترمیم نمی‌شود. این زخم‌ ها به شکل مهاجرت آهسته روستاها به حاشیه شهرها خود را نشان می‌دهند. او به آمار مهاجرت اقلیمی هم اشاره می‌کند: « طی دو سال، ۸۰۰ هزار نفر به دلیل فروپاشی منابع آب و خاک به شمال کشور مهاجرت کرده‌اند. حالا نوبت اصفهان است، این وضعیت اگر همین طور ادامه یابد بحران بزرگتری پیش می آید.

نشانه‌های میدانی این مرگ خاموش، پیش از هر چیز از دل چاه‌ها دیده می‌شود. مدیرکل محیط‌ زیست اصفهان در رابطه با پایش‌های اخیر هم می‌گوید: وقتی چاه ‌ها یکی ‌یکی خشک می‌شوند، این آخرین هشدار طبیعت است. هر چاه خشک ‌شده، یک نقطه بالقوه برای بحران است و هر روستای بی‌آب، کانونی تازه برای مهاجرت اجباری است و پایدارترین تهدید نه کمبود آب شرب، که «بیابان‌شدن دائمی زمین» است. وقتی خاک نشست کند و بافتش فروبریزد، هر مقدار آب هم که دوباره به آن برسد، توان ذخیره آن از بین رفته است.

پنجگانه مرگ آبخوان‌ها

آبخوان‌های اصفهان زیر ضربه ‌ای هماهنگ ولی خاموش در حال جان دادن‌ اند. نخستین تیغ، برداشت بی‌ رویه است؛ هزاران چاه مجاز و غیرمجاز هر سال میلیون‌ها مترمکعب آب را می ‌بلعند بی‌آنکه فرصتی برای تجدید باقی بگذارند. تیغ دوم، آسمانی است که بخیل شده؛ کاهش ۴۰ درصدی بارش‌ها و خشکی طولانی‌ مدت زاینده‌ رود که رگ‌های حیاتی تغذیه طبیعی را بریده است. اما زخم سوم را نه طبیعت که انسان می‌زند: مدیریت ناهماهنگی که به مشکلات آبخوان ها گره خورده است. چهارمین ضربه، فشردگی لایه‌های زمین است؛ نشست سالانه تا ۱۵ سانتی‌متر، به معنی له‌ شدن حفره‌های خالی و نابودی همیشگی ظرفیت ذخیره آب است و سرانجام، پنجمین عامل، گرمایی است که از تغییرات اقلیمی به جان زمین افتاده و تبخیر بیشتر، خشکیدن تالاب‌ها و کاهش دائمی ورودی منابع آب تجدیدپذیر را به دنبال دارد. این پنجگانه نه به ‌صورت جداگانه، که درهم‌تنیده و پیوسته عمل می‌کند؛ هر کدام نیروی دیگری را تقویت می‌کند تا مرگ آبخوان‌ها نه ناگهانی، که در سکوتی کشنده و مداوم رقم بخورد.مدیریت آبی که بیشتر پاسخگوی تخصیص‌های صنعتی و مسائل دیگر است تا حقابه بومی.

به گفته کارشناسان اگر این روند ادامه یابد، تالاب گاوخونی که زمانی تنظیم‌ کننده اقلیم شرق اصفهان بود، به کانون گرد وغبار شیمیایی بدل می‌ شود. اراضی کشاورزی شرق و جنوب استان، بیابان‌ هایی بدون پوشش گیاهی خواهند شد و در کنار این مشکلات، مهاجرت اقلیمی و سقوط ارزش زمین مسکونی و کشاورزی، دومینویی به ‌راه می‌اندازد که به گفته محمد مرادی، کارشناس ژئوتکنیک، «دیگر مسئله یک استان نیست، مسئله امنیت ملی است.»

راه‌ حل یا مُسکن؟

کارشناسان دولتی و خصوصی یک صدا می‌گویند: هیچ نسخه فوری شش ‌ماهه‌ای وجود ندارد. این بحران گره ‌ای است که تنها با «جراحی بزرگ» باز می‌شود:یعنی با تغذیه مصنوعی سفره‌ها با پساب تصفیه ‌شده و آب‌های سیلابی، قلع ‌وقمع کامل چاه‌های غیرمجاز و نصب کنتور هوشمند. تغییر الگوی کشت به محصولات کم‌آب ‌بر، بازگشت زاینده‌رود به جریان پایدار از سرچشمه تا گاوخونی و مشارکت واقعی جوامع محلی با دادن سهم اقتصادی از حفظ منابع، بر اساس ماده ۳ قانون حاکمیت منابع طبیعی.

جمع بندی سخنان مسئولان آبفا هم به یک چیز می رسد اینکه «اگر فردا زاینده‌ رود نتواند آب شرب اصفهان را بدهد، باید ۵۷ هزار تانکر بیست‌ هزارلیتری در یک روز آب‌رسانی کنند. این یعنی اعلام وضعیت قرمز.»

چشم‌انداز آینده؛ کابوس بیابانی

به نظر می رسد که اصفهان امروز روی جسدی ایستاده که هنوز گرمای حیات در رگه‌هایش جریان دارد. اما زمان، همانند جریان آب، در حال تمام شدن است. انتخاب این شهر و ما، میان جراحی دردناک امروز یا دفن کامل فرداست. در آینده اگر همین مسیر ادامه یابد، روشن نیست. تصویر محتمل شامل مرگ کامل تالاب گاوخونی، گسترش کانون‌های گردوغبار سمی، بیابانی‌شدن اراضی جنوب و شرق استان، و مهاجرت صدها هزار نفر است. این روند می‌تواند دومینوی بحران‌های اجتماعی، امنیتی و اقتصادی را در کل مرکز ایران سرعت ببخشد؛ مرگ آبخوان اصفهان یعنی فروپاشی بستر حیات در قلب ایران. در آمارها این مرگ با خطوط نزولی و جداول کسری مخزن نمایش داده می‌شود، اما در زندگی واقعی، خود را با ترک‌ خوردن زمین، خشک‌ شدن شیرهای آب و خالی ‌شدن روستاها نشان می‌دهد. پس می شود گفت؛ این بحران دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ سند تشییع منابع آبی استان است.

نویسنده: : دریا قدرتی پور

منبع: عصر اصفهان نیوز

برچسب ها: آب خوان های اصفهان , تراز آبی , سفره های زیر زمینی